تبلیغات
ورزش و سلامت 7 - دعا و نیایش در ورزش
دعا و نیایش در ورزش

دعا و نیایش در ورزش

دعا و نیایش در ورزش 

پس از پایان ورزش ، میاندار یا یكى از پیران و پیش كسوتان حاضر در زورخانه ، ختم ورزش را اعلام مى كند و از خداوند بزرگ ، سعادت و سلامت ورزش كاران را مساءلت مى نماید. مراسم دعا یك سنت بسیار ارزنده اخلاقى و مذهبى است كه شخص را به رعایت مبانى تقوا و انسانیت مقید مى سازد.

موقع دعا همه ساكت و بى حركت ، گوش به گفتار دعا كننده مى دهند و سخنان او را با كلمه آمین تاءیید مى كنند.

نیایشگر موقع دعا حتى الامكان باید باوضو و پاك باشد، و اگر این چنین نیست ، از قبول دعا باید خوددارى كند. گو این كه پاكى در داخل گود براى ورزش موجب مى شود تا موضوع دعا كم و بیش فرق كند، و این بر دعا كننده است كه زمان و مكان را تشخیص دهد و با تیزبینى بداند كه در زورخانه چه كسانى حضور دارند. (منظور، شخصیت هاى اجتماعى و پیش كسوتان است ).

دعا كننده باید توجه به وقت داشته باشد و طورى نشود كه دعایش كم كم به سخنرانى تبدیل شود. قاطع و با صداى بلند دعا كند و به ویژه حاضران در گود باید با صداى بلند و رسا آمین گفته و یا صلوات بفرستد.

دعاى زیر، نیایشى است كه در ورزش خانه ها معمول است و این دعا تقریبا از سالیان گذشته ، سینه به سینه تا به حال به شكل فرمول در آمده و بنا به تشخیص دعا كننده ، با شرایط محیط، با آن چیزهایى مى افزایند: پس ‍ از ختم ورزش ، میاندار با صداى بلند مى گوید:

- اول و آخر مردان عالم به خیر حضار مى گویند: - آمین

- خداوند زحمات همه مرشدین را بر ما حلال كند (( آمین

- پیران را عزت (( آمین

- حق پیر (( آمین

- مزد استاد (( آمین

- برایش ذوالفقار (( آمین

- تن درستى حضار (( آمین

نیستى جان كفار (( آمین

- تیغ امام زمان برا (( آمین

دشمنش فنا (( آمین

سایه اش مستدام (( آمین

دم به دم ، قدم به قدم ، زبده اولاد بنى آدم ، خواجه كاینات ، احمد محمود، ابوالقاسم محمد صلوات . حضار، صلوات مى فرستند.

- دعاى پیر در حق جوان حضار مى گویند: - آمین

دعاى پیر و جوان در حق یكدیگر (( آمین

بر بد و بخیل لعنت (( آمین

بر شیطان لعنت (( آمین

بر موذى و منافق لعنت (( آمین

بر آن كسانى لعنت كه خدا و رسول لعنتشان كرده (( آمین

بر آن كسانى رحمت كه خدا و رسول رحمتشان كرده (( آمین

الهى ! مریض هاى اسلام شفا (( آمین

- و علماى اسلام در پناه امام زمان (( آمین

خدایا به علم و حلم مجتهدین با عمل ما بیفزا (( آمین

- خدایا! آن كسانى كه در این مكان ، پیش از ما به راستى و درستى قدم برداشته اند و اكنون سر به تیره تراب فرو برده اند، همه را غرق رحمت بفرما! حضار مى گویند: - آمین

- كسانى كه حیات دارند و براى روشنى چراغ این مكان مقدس ، در هر كسوتى و به هر شكلى زحمت ، مى كشند همه را معزز و موفق بدار! حضار مى گویند: - آمین

- و كسانى كه با این حلقه فتوت و این سنت پسندیده ، ناآگاهانه مخالف هستند، از دم گرم فیض بخش شاه مردان على مرتضى مى خواهیم كه همه آن ها را به راه راست هدایت بفرماید!

حضار مى گویند: - آمین

و آن كسانى كه آگاهانه تیشه بر ریشه این گود مقدس مى زنند، انشاء الله به جزاى اعمالشان برسند!

حضار مى گویند: - آمین

براى شادى روح اموات ، لختى و رخت پوشیده ، صلوات و فاتحه .

حضار، صلوات مى فرستند و فاتحه مى خوانند.(199)

آیا ورزشهاى زورخانه اى باستانى است یا اسلامى ؟

ما از این ورزشها، تحت عنوان ((ورزش مذهبى )) یاد كردیم . همان گونه كه از نظر مباركتان گذشت ، این ورزشها به نحو عجیب و غیر قابل تفكیكى با دین و بویژه مذهب جعفرى گره خورده اند؛ بنابراین نمى توان آن ها را جدا از مذهب از تصور نمود، و اگر كسى تصورى از این ورزشها - كه در اصطلاح به آن ((ورزش باستانى )) اطلاق مى گردد - جداى از مذهب و تعلیمات سازنده آن داشته باشد، باید بگوییم : آن ورزش ، اگر هم ورزش باشد، دیگر این ورزش نبوده و ماهیت دیگرى خواهد داشت .

نویسنده كتاب پژوهشى در ورزشهاى زورخانه اى ایران ، این بحث را مطرح نموده و مى نویسد:

((اینك مى پردازیم به تحقیق اینكه آیا این ورزش زورخانه كه آن را ورزش باستانى مى گویند واقعا ورزش باستانى است و در دوران قبل از اسلام ، این ورزش متداول بوده یا نه ؟ گو اینكه با توجه به آن چه در تاریخ ورزش ایران باستان مشروح شد، به نامى از ورزش زورخانه و یا چیزى شبیه آن برنخوردیم ، ولى در این مورد به دو نظریه كاملا متفاوت برمى خوریم ))(200) سپس به طرح آن دو نظریه و ادله دو گروه پرداخته و در پایان ، چنین نتیجه گیرى مى نمائید:

((بالاخره از ماحصل این حدسیات و كنكاش هاى محققان به نتایج كلى به شرح زیر دست مى یابیم :

نخست این ورزشى مانند ورزشهاى زورخانه اى و با این مشخصات و آداب به كلى در ایران باستان وجود نداشته است كه ما بخواهیم از آن به عنوان ورزش باستانى یاد كنیم ؛ در نتیجه ، پیدایش این نهاد مربوط است به بعد از اسلام ، كه بنا به نیازهاى مقطعى براى مقابله با ستمگران عرب مغول به وجود آمده است و....

دوم اینكه خمیر مایه اصالت و فرهنگ این ورزش كه باید بر ما روشن شود و از تاریكى و ابهام خارج شود: بنابراین مى رسیم به اینكه آیا تدوین این نهاد و شالوده آن ، توسط مردم كوچه و بازار و افراد عادى شكل گرفته ، آیا توسط گروهى از نخبگان و مردمان ویژه اى كه مقابله با دشمنان ایران و اسلام را براى خود فرض مى دانستند؟

جواب آن روشن است ، زیرا این پیدایش نمى تواند كار آسانى جز متفكران و شیرمردان و فتیان و پیروان مولا على علیه السلام باشد. و این ها همان هایى هستند كه مسلمانان مهاجم را براى برانداختن نظام فاسد ساسانى یارى كرده اند.

این ها همان هایى هستند كه در دوران ساسانیان به علت ظلمى كه بر آن ها رفته بود، با آن نظام درگیر بودند.

این ها همان هایى هستند كه قبل از پیدایش اسلام ، در ایران براى خود دارى آیینى بودند كه زیر پوشش آن با دیگر آیینهاى رایج در آن نظام ، مبارزات زیرزمینى داشتند و بالاخره این ها همان هایى هستند كه بارها توسط پادشاهان ساسانى قتل عام شدند و همه چیز آن ها به غارت رفت .

این ها با آمدن اسلام به این سرزمین ، چون مكتب قرآن را با آیین خود - كه هر دو براى حق جویى و عدالت خواهى و جوان مردى است - همسو یافتن و حتى برترى هاى چشمگیرى را در مكتب جدید نسبت به آیین خود دیدند به جان و دل پذیرفتند و همچون سلمان پارسى در برابر اسلام سر فرود آوردند و در جامعه به تبلیغ آن پرداختند.

اما خیلى زود متوجه شدند كه حكومت جابر اموى نه تنها دست كمى از نظام شاهنشاهى ساسانى ندارد، بلكه بیش از آن ، مفاسدى مانند برترى نژاد عرب بر عجم را داراست ، و خلیفه بر كرسى پادشاهان ایران و روم تكیه دارند و بدتر از آن مى كنند كه سلاطین ایران و روم مى كردند؛ و اوج مطلب اینجاست .

این نخبگان مسلمان ایرانى ، با معجونى از فرهنگ اصیل این آب و خاك در مكتب والاى اسلام ، طرح مقابله با فساد بنى امیه را در ابعاد گوناگون پى افكندند. این ها آداب و سنتها و شیوه هاى قدیمى خود را، كه از آیین مهر در عهد اشكانیان مایه مى گرفت و با هدفهاى عالى اسلام مغایر نبود، با شعایر انسان ساز اسلام در آمیختند و شیوه پهلوانى قبل از اسلام را كه در خدمت زورمندان و سلاطین قرار داشت ، به خدمت خلق خدا كشاندند و جوان مردى و فتوت را به پیروى از على مرتضى - علیه السلام - سرلوحه آیین خود قرار دادند.

این ها مهرابه هاى كهن را بازگشودند و در آن هر چه برخلاف اسلام و قرآن بود برانداختند و آنچه در جهت آن مكتب بود حفظ كردند: بوسیدن زمین ادب را، زنگ را، برهنگى پهلوانان را، میان بستن ، جوان مردى را و بالاخره براى آن و دیگر سنتهاى ارزنده را.

همه آن ها در اعصار مختلف رو به كمال رفت ، تا آنجا كه پس از نسلها و گذشت سالها، با آمدن اقوام وحشى تاتار و مغول والایش یافت و در چهارچوب عرفان و سلسله هاى فقر، رنگ تصوف گرفت .

و عاقبت در سالهاى نخست صفویه و شاید قبل از آن ، از زیر زمینها سر بركشید و عمومیت یافت بنابراین اگر از بعد فرهنگى - اجتماعى به این ورزش بنگریم رنگ باستانى دارد ولى اگر به عملیات و پیدایش آن توجه كنیم بى شك مربوط به بعد از اسلام است ؛ یعنى نخست مربوط به دوران بنى امیه و بعدها به دوران مغولهاى وحشى ، یعنى دوره رنج و گداز.)(201)

دانشمند شهید، مرحوم سید رضا پاك نژاد نیز در كتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، در این مورد چنین مى نگارد:

((زورخانه در دویست سال استیلاى عرب بر كشور ایران استقلال یافت ، زیرا جوانان سلحشورى كه مایل به داشتن زور بازو بودند و از حكام عرب رخصت نمى یافتند، به محلى كه در پیچ و خم كوچه اى بود و از خارج منظره اى و رونقى نداشت و جلب توجهى نمى كرد و فقط با دریچه اى كوچك به خارج ارتباط مى یافت ، خود را مى رسانیدند و همین طور كه چنین رسم برقرار بوده و محل ورود به زورخانه به این مناسبت ، كوچك است كه پهلوان هنگام ورود به زمین مقدس زورخانه به اجبار تعظیم كند و سر فرود آورد.))(202)



تاریخ : سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 | 01:10 ب.ظ | نویسنده : علیرضا جعفری | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.